
خدایا اجازه هست کمی ناصبورےکنم؟؟ به بزرگی ات قسم از صبورے خسته ام ازفریادهایی که درگلویم خفه ماند از اشکهایی که هرشب بالشم راخیس میکند وتنها خودت شاهد آن هستی ازشکستنهای آرام و بی صدایم ازحرفهایی که زنده به گور شددردلم آسان نیست درپس خنده های مصنوعی گریه هایت رادر بی پناهی ات ودرپشت هزاران دروغ کوچک و بزرگ پنهان کنی...
ادامه مطلب
دلم گریه می خواهد... نه ازین گریه هاےپنهانے؛مخفی؛خفہ شب... نیمه شب... درسکوت...! نه!دلم هق هق می خواهد بلند بلند آنقدر بلند که حتی صدایش به گوش خدا هم برسد فقط کاش لحظه اےتمام دنیا کر میشد!!!تا من بتوانم گریه کنم خدایا... بغض خفه ام کرده این روزها لحظه ای گوشه های دنیا رابگیر میخواهم زار بزنم... اینکه دیگر مانند آرزوهایم محال و غیر ممکن نیست میخواهم یک دل سیر گریه کنم...!!!!! همین! ...
ادامه مطلب